تبليغاتX
متن همیشه مسافر است
نون و القلم
خوان هجدهم 

مستراح دست هایم ...

 

 

پیش – خوانش : کثافت از حدود کاسه مستراح دست هایم خارج شد اما معذرت نمی خواهم ...

 

این خط های کج اضافی / ! جهت این است که ناظران مربوطه ما و وبلاگ مان را صاف نکنند ! ....بدیهی است کسانی که روز اول سر زدند راحت و بی این خط های کجکی خواندند ... سحر خیز باش اما کامروا شدن پشم است ...

 

                                                             حسین خدنگ

 

" بنا به گزارش هواناشناسی  ..."

 

چرکنویس فکر تشنه ی استکان عرق

رفت سراغ ج/ندگی پنجره های رسمن باکره

به استناد ماده ای که نه جرم دارد

نه فضا اشغال می کند

( این جای متن ، نیوتن باد شکم اش را روی فیزیک خالی می کند )

صله ی رحم یا همان دیدار کرمکی برای کی/ر زدن ها

با آل/ت تناس/لی اش ور می رود

قیافه های سیاه – عقده ی کز- کرده

چون در رختخواب

ماشین دربست برای ارگاس/م گیر نمی آورد هیچ وقت ،

خای/ه ی رسیدن به ارگاس/م را هم ندارد

خای/ه هایت را می مالد ( خیلی رسم است امروز پای تنور )

تا منتظر پشت کردن ات  از پشت کردن ات .

بیکاری واژن هاست ، یک - خیلی حیف شد

جعبه ی کمک های اولیه  کان/دوم ناپذیر است

 

آرام می خوابیم

با – خوش

که با - آرام  دوباره می خوابیم

آرام در هم می رویم

آرام بوسه

آرام پاره های همدیگر را( پاره های ناشی از بند اول متن )

روی موج های عشق – کیلو هرتز ،

روی هم می ریزیم

داریم هر چیزها را که

باردار می شویم

هر چیزها را که ...

|+| نوشته شده توسط حسین خدنگ در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 | موضوع:
بالا